×

Please choose your language

لطفا زبان خود را مشخص کنید

×
We use cookies to ensure you get the best experience on our website. Ok, thanks Learn more


gegli

گل واژه

کشکول

× گلچینی از مطالب زیبا
×

آدرس وبلاگ من

rahajavid.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/rahajavid

لیست دوستان

اوصاف پارسایان از نگاه علی (ع)3

نقل شده : يکی از اصحاب امير مؤمنان ( ع ) به نام همام

 که مردی عابد و پرهيزکار بود به آنحضرت عرض کرد : ای امير مؤمنان پرهيزکاران را برايم آن چنان توصيف کن که گويا آنان را با چشم مي نگرم اما امام ( ع ) در پاسخش درنک فرمود: آن گاه فرمود : ای همام از خدا بترس و نيکی کن که خداوند با کسانی است که تقوا پيشه کنند و با کسانيکه نيکوکارند ولی همام باين مقدار قانع نشد [ و در اين باره اصرار ورزيد ] تا اينکه امام تصميم گرفت صفات متقين را مشروحا برايش بازگو کند . پس از آن خدای را ستايش و ثنا نمود و بر پيامبرش درود فرستاد . سپس فرمود : [2] اما بعد خداوند سبحان مخلوق را آفريد [3] در حاليکه از اطاعتشان بي نياز و از معصيت آنان ايمن بود زيرا نه نافرمانی گناهکاران به او زيان مي رساند [4] و نه اطاعت مطيعان به او نفعی مي بخشد . روزی و معيشت آنان را بينشان تقسيم کرد و هر کدام را در دنيا به جای خويش قرار داد [5] اما پرهيز کاران در دنيا دارای اين صفات برجسته اند : گفتارشان راست [6] پوشش آنان ميانه روی و راه رفتنشان تواضع و فروتنی است . چشمان خويش را از آن چه خداوند بر آنها تحريم نموده پوشيده اند [7] و گوش های خود را وقف شنيدن علم و دانش سودمند ساخته اند . [8] در بلا و آسايش حالشان يکسان است [ و تحولات آنها را دگرگون نميسازد ] [9] و اگر نبود اجل و سرآمد معينی که خداوند برای آن ها مقرر داشت . روحهای آنان حتی يک چشم بر هم زدن از شوق پاداش و از ترس کيفر در جسمشان قرار نمي گرفت [10] خالق و آفريدگار در روح و جانشان بزرگ جلوه کرده [ بهمين جهت ] غير خداوند در نظرشان کوچک است . آنها به کسی مي مانند که بهشت را با چشم ديده [11] و در آن متنعم است و همچون کسی هستند که آتش دوزخ را مشاهده کرده و در آن معذب است [12] قلب هاشان پر از اندوه و [ انسان ها ] از شرشان در امان بدن هاشان لاغر و نيازمندي هايشان اندک 000 [1] و ارواحشان عفيف و پاک است برای مدتی کوتاه در اين جهان صبر و استقامت ورزيدند و راحتی بس طولانی بدست آوردند [2] تجارتی است پر سود که پروردگارشان برايشان فراهم ساخته دنيا [ با جلوه گريهايش ] خواست آنها را بفريبد ولی آنها فريبش را نخوردند و آنرا نخواستند [3] دنيا [ با لذاتش ] آنها را اسير خود سازد ولی آنها با فداکاری خويشتن را آزاد ساختند . [ پرهيزکاران ] در شب همواره بر پا ايستاده اند [4] قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت مي کنند با آن جان خويش را محزون مي سازند و داروی درد خود را از آن مي گيرند [5] هر گاه به آيه ای برسند که در آن تشويق باشد با علاقه فراوان به آن روی آورند [6] و روح و جانشان با شوق بسيار در آن خيره شود و آن را همواره نصب العين خود مي سازند [7] و هر گاه به آيه ای برخورد کنند که در آن بيم باشد . گوشهای دل خويشتن را برای شنيدن آن باز مي کنند [8] و صدای ناله و به هم خوردن زبانه های آتش با آن وضع مهيبش در درون گوششان طنين انداز است [9] آنها در پيشگاه خدا به رکوع مي روند و جبين و دست و پا به هنگام سجده بر خاک مي سايند [10] و از او آزادی خويش را از آتش جهنم درخواست ميکنند . [11] و اما در روز دانشمندانی بردبار و نيکوکارانی با تقوا هستند ترس و خوف بدنهای آنها را همچون چوبه تيری لاغر ساخته [12] چنانکه ناطران آنها را بيمار مي پندارند اما هيچ بيماری در وجودشان نيست [13] بيخبران مي پندارند آنها ديوانه اند [14] در حالی که انديشه های بس بزرگ آنان را به اين وضع در آورده . از اعمال اندک خويش خشنود نيستند [15] و اعمال فراوان خود را زياد نمي بينند آنان خويش را متهم مي سازند و از کردار خود خوفناکند . [16] هر گاه يکی از آنها ستوده شوند از آن چه درباره اش گفته شده در هراس مي افتد و ميگويد : [17] من از ديگران نسبت بخود آگاه ترم و پروردگارم به اعمالم از من آگاه تر است 000 [مي گويد] [1] بار پروردگارا ما را در مورد گناهانی که به ما نسبت مي دهند مؤاخذه مفرما و نسبت به نيکي هائی که درباره ما گمان مي برند ما را از آن برتر قرارده و گناهانی را که نميدانند بيامرز [2] از نشانه های آنان اين است : در دين نيرومند نرمخو و دورانديش [3] با ايمانی مملو از يقين حريص در کس ب دانش و دارای علم توام با حلم ميانه رو در حال غنا [4] در عبادت خاشع در عين تهيدستی آراسته در شدائد بردبار [5] طالب حلال در راه هدايت با نشاط از طمع دور [6] اعمال نيک را انجام مي دهد اما باز هم ترسان است روز را شام ميسازد و همش سپاسگزاری است شب را به روز مي آورد و تمام فکرش ياد خدا است [7] مي خوابد اما ترسان است و برميخيزد شادمان است ترس او از غفلت [8] و شادمانی او به خاطر فضل و رحمتی است که به او رسيده . [9] هرگاه نفس او در انجام وظائفی که خوش ندارد سرکشی کند او هم از آنچه دوست دارد محرومش مي سازد . [10] روشنی چشمش در چيزی است که زوال در آن راه ندارد و بي علاقه گی و زهدش در چيزی است که باقی نمي ماند علم و حلم را به هم آميخته و گفتار را با کردار هم آهنگ ساخته [11] آرزويش را نزديک مي بينی لغزش ش را کم قلبش را خاشع نفسش را قانع [12] خوراکش را اندک امورش را آسان دينش را محفوخ شهوتش را مرده و خشمش را فروخورده است [13] همگان به خيرش اميدوار و از شرش در امانند اگر در ميان غافلان باشد جزو ذاکران محسوب مي گردد [14] و اگر در ميان ذاکران باشد جزو غافلان محسوب نمي شود . [15] ستمکار [ پشيمان ] را مي بخشد و به آنکه محرومش ساخته عطا مي کند با آنکس که پيوندش را قطع کرده مي پيوندد [16] از گفتار زشت و ناسزا بر کنار است گفته هايش نرم بديهايش پنهان و نيکيهايش آشکار است . [1] نيکي هايش رو کرده و شرش رخ برتافته است . در شدائد و مشکلات خونسرد و آرام در برابر ناگواريها شکيبا و بردبار [2] و در موقع نعمت و راحتی سپاسگزار است نسبت به کسی که دشمنی دارد ظلم نمي کند و به خاطر دوستی با کسی مرتکب گناه نمي شود [3] پيش از آنکه شاهد و گواهی بر ضدش اقامه شود خود به حق اعتراف مي کند آنچه را به او سپرده اند ضايع نمي کند [4] و آنچه را به او تذکر داده اند به فراموشی نمي سپارد مردم را با نامهای زشت نمي خواند به همسايه ها زيان نمي رساند [5] مصيبت زده را شماتت نمي کند در محيط باطل وارد نمي گردد و از دائره حق بيرون نمي رود [6] اگر سکوت کند سکوتش وی را مغموم نمي سازد و اگر بخندد صدايش به قهقهه بلند نمي شود [7] و اگر به او ستمی [ از دوستان ] شود صبر مي کند تا خدا انتقام وی را بگيرد . خود را در سختی قرار مي دهد [8] اما مردم از دستش در آسايشند خود را بخاطر آخرت به زحمت مي اندازد و مردم را در راحتی قرار مي دهد [9] کناره گيری او از کسانی که دوری می کند از روی زهد و به خاطر پاک ماندن است و معاشرتش باآنان که نزديکی دارد توام با مهربانی و نرمش است [10] دورکشي اش از روی تکبر و خودبرتربينی نيست و نزديکيش بخاطر مکر و خدعه نخواهد بود . [11] راوی مي گويد : هنگامی که سخن به اينجا رسيد ناگهان همام ناله ای از جان برکشيد که روحش همراه آن از کالبدش خارج شد . [12] اميرمؤمنان ( ع ) فرمود : آه من از اين پيشامد مي ترسيدم . [13] سپس فرمود : مواعظ و پند و اندرزهای رسا به آنان که اهل موعظه اند چنين مي کند [14] کسی عرض کرد : پس شما چطور ای اميرمؤمنان ؟ [ يعنی توصيف پرهيزکاران با همام چنين کرد پس خود شما چطور ؟ ] [15] امام ( ع ) فرمود : وای بر تو هر اجلی وقت معينی دارد که از آن نمي گذرد و سبب مشخصی که از آن تجاوز نمي کند [16] آرام باش ديگر چنين سخن مگوی اين حرفی بود که شيطان بر زبانت نهاد .

 

منبع: نهج البلاغه

سه شنبه 1 شهریور 1390 - 8:05:29 AM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم

آخرین مطالب


الفبای زندگی


برایت من خدا را آرزومندم


هر اتفاقی که می افته به نفع شماست


صد حقیقت بسیار زیبای زندگی


برای هرروز رازی از عشق


مناجات علی در مسجد کوفه


بهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خورد


فرشته ای به نام مادر


قطاری به سوی خدا


صادق باشیم یا بازیگر


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

1132396 بازدید

100 بازدید امروز

348 بازدید دیروز

995 بازدید یک هفته گذشته

Powered by Gegli Social Network (Gohardasht.com)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

Copyright ©2003-2022 Gegli Social Network (Gohardasht) - All Rights Reserved

Developed by Mohammad Hajarian

Powered by MainSystem